تبليغاتX
کلبه ی تنهایی
کلبه ی تنهایی
به کلبه ی احساسات یه رسوا خوش اومدی
... روزهای ...
سلام دوستای عزیز ...

حرف واسه گفتن زیاده ....

از مشکلی که دوباره برام پیش اومد ...

دوباره بازداشتگاه ...

اما بی خیال ...

الان که به ظاهر آزادم ...

یه مشکلی هم تو وبلاگ بهاره پیش اومد ( کامنتای وبلاگش ) که قصدم بر این بودش که اینجام بنویسم اما بهتر دیدم از اینم بگذرم ...

دارم سعی می کنم اوضاع رو آروم کنم ...

قضیه رفتن هم داره به گند کشیده میشه ...

نمی دونم چرا دوباره پشت سر هم دارم بد میارم ...

گاهی وقتا وقتی به این چند ساله فکر می کنم دیوونه میشم ...

می دونین ...

آره مشکل برا همه هست ...

اما یکی .... دو تا ...

با اینکه همیشه سعی می کنم مشکلات بزرگم رو هم کوچولو بشمرم اما نمی تونم چشامو رو واقعیات ببندم ...

انگار سرنوشت من با ماجراهای عجیب داداشی شده ....

ای بابا ...

     ای دل بسوز بسوزی از بس که تیره روزی

                تا کی به این جماعت چشم وفا بدوزی ...

اینو مهدیان می خونه ...

اگه اینو نوشتم بی ارتباط با بازداشت دومیه نبود ...

می دونین ...

خیلی وقتا از معرفت ضربه های شدیدی خوردم ...

و بارها سعی کردم کثافت و نامرد باشم ...

تا حالا نتونستم ...

اگه نتونم مشکل فیلتر شدن وبلاگم رو درست کنم ممکنه نقل مکان کنم ...

خیلی زود ...

تا بعد ...

کیو ... زندگی ... مرث .. مرگ ...

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/30ساعت 20:34  توسط کیومرث کیارس | 
... یه شب تو کلانتری ستارخان ...
سلام ...

این روزا اوضام خیلی بی ریخته ...

حرف واسه گفتن زیاده ...

اول اینکه هفته پیش گرفتنم ...

وقتی پرسیدم واسه موهامه که بهم گیر دادین گفتن نه شما اراذل و اوباش هستی ...

چی بگم والا ...

از تاکسی پیاده شدم یک دقیقه بعد یارو صدام زد ...

رفتم پیشش گفت شما بازداشتی ...

تا آخر شب هم تو کلانتری بودم ...

حتی نذاشتن زنگ بزنم خونه و خبر بدم ...

اونم با قلبی که مامانم داره ...

برام پرونده درست کردن به جرم مزاحمت ...

اون روزا که همه جور کثافت کاری می کردم کسی کاریم نداشت اما حالا که مث بچه آدم میرم و میام ....

خداییش خیلی بهم برخورد ...

کثافتا واسه اینکه بگن دارن رو این طرح کار می کنن هر شب یه عده جوون مث منو فدا می کنن ...

موهام رو هم به بدترین شکل ممکن کوتاه کردن ...

به خدا غم موهامو ندارم اما اونجا ...

به یارو گفتم به قرآن من کاری نکردم داشتم می رفتم کافی نت که همکارتون صدام زد و من آورد اینجا ...

دو تا خوابوند زیر گوشم ...

خیلی نامردیه وقتی سر تا پاتو لخت می کنن ...

وقتی هر کسی هر چیزی دلش می خواد بهت میگه ...

می دونین ...

برا همینه که سر خاک بابام نمیرم ...

اگه یه عده احمق مث بابام خونشون رو نمی دادن حالا یه عده عوضی بالا سر ما نبودن ..

نمی گن همشون مث همن ...

اما واقعیت اینه که اکثرشون ...

حاضرم قسم بخودم تو عمرشون این مدل مو رو ندیده بودن ...

البته اینو هم بگم اون شب موهام ساده تر از همشه بود ...

یه مدتی بود خیلی عصبی شده بودم و با این اتفاق بدتر شدم ...

بند کفشمو نمی تونم به راحتی ببندم ....

به خاطر لرزش های غیر طبیعی دستام ...

امیدوارم هر کی این شکلی با کسی بد تا می کنه ...

پابند همون کراکی شه که من می کشیدم ...

و حالا با هر اتفاقی که منو به هم می ریزه تا حد جنون داغونم می کنه ...

بی خیال ...

قصه رفتن من یه چیز دیگه بود ...

اما الان ممکنه بخوام یه جوری برم که دیگه برنگردم ...

شاید پناهنده سیاسی بد نباشه ...

اون روزایی که سارا التماسم می کرد اینجا نمونم ...

می گفت اینجا جای زندگی نیس ...

قبول نمی کردم ...

اینور رو دوست داشتم ...

اما حالا احتمالا با هر بدبختی ای شده می خوام برم ...

این آهنگ داریوش رو بدجوری حال می کنم امشب بخونم ...

ای غم من مونس من شبها درازه

این دل من این دل من در سوز و سازه

گریه تو خنده تو پر از نیازه

این دل من این دل من در سوز و سازه

...

نمی دونم براتون گفتم یا نه ...

کیو یعنی زندگی و مرث یعنی مرگ ...

تا روزای بهتر ...

کیومرث ... زندگی ... مرگ ...

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/02ساعت 21:53  توسط کیومرث کیارس | 
 
صفحه نخست
کیومرث در یاهو
قدیما چی گفتم
درباره کیومرث
هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید...

نوشته های پیشین
آبان 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
اینا رو دوست دارم
برکه تنهایی (اون یکی وبلاگم)
  " مسافر سنگدل من "
  "بازیچه ی دست زمان"
  "یاد بگیریم یاد بدیم"
  "یگانه شیدا عسل"
  "ایلگار عزیزم"
  "روهینا"
  "نوای غریبانه"
  "ناله های پنهانی"
  "من دیگر خودم نیستم"
  "دوست من سلام"
  "غمگین ترین نگاه"
  "جادوی چشمات"
  "پرنده سیاه"
  "تنهاترین بهار"
  "روزهای تکرار نشدنی"
  "ببین مهسا چقد تنهاست"
  "انار"
  "پسر عمو جون"
  "آبی ترین احساس"
  "فال حافظ وبلاگ نیستش"
  "روی ابرها"
  "Love is(ونوس)"
  "داستانك من"
  "مبهم ترین ابهام"
  "زخمهای هرمس"
  "دو پنجره"
  "یادگار دوست"
  "عشق سکوت"
  "یه دل کوچولو"
  "کلبه سیندرلا"
  " آواز آفتاب "
  "میشه زنده بود"
  "عاشق بریم تو"
  "کلبه تنهایی و غم"
  "فانوسک"
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان