تبليغاتX
کلبه ی تنهایی
کلبه ی تنهایی
به کلبه ی احساسات یه رسوا خوش اومدی
یلدایی دیگر

« دلم رنگ شب يلدا گرفته

دلم از اين دو رنگي‌ها گرفته

من آن خورشيد غمگين غروبم ... »

اينو ايرج مهديان مي‌خونه ...

كه من تقريبا همه ترانه‌هاشو تو قلبم جا دادم ...

خب بگذريم ...

اين ترانه رو به بهونه شب يلدا گذاشتم ....

ديگه ...

اين بار چي دارم واسه گفتن ...

خيلي وقته كامنت‌هاي شما دوستاي عزيزمو جواب ندادم ...

اين بار حتما اين كار رو مي‌كنم ...

بازم مي‌خوام از خودم و سيذارتا بنويسم ...

مي‌دونستم بايد يه اتفاقي بيفته تا رابطه من و اون به تكامل برسه ...

اما هرگز دوست نداشتم اينجوري بشه ...

و اون اتفاق اين باشه ...

دورادور از هم با خبريم و فكر مي‌كنم ...

چه جوري بگم با اينكه اين روزا مطمئنا خيلي داغونه اما از يه لحاظ خيلي هم براش بد نيست ...

آخه داره به خودش مي‌رسه ...

و اون وقت هموني ميشه كه من مي‌خواستم باشه ...

يه نكته‌اي هست كه خيلي برام عجيبه ...

اصولا وقتي يكي دلش گرفته باشه و باهام حرف بزنه تا حدودي مي‌تونم آرومش كنم اما هيچ وقت نتونستم سيذارتا رو آروم كنم ...

به جرأت مي‌گم اون تنها كسيه كه نتونستم آرومش كنم ...

يعني فكر نمي‌كنم وقتي ديوونه ميشه كسي بتونه آرومش كنه ...

بگذريم ...

به يه مسافرت حداقل 10 روزه احتياج دارم ...

كه حتما تو اين ماه (منظورم دي ماهه) اين كار رو مي‌كنم ...

راستي دوباره يه احساسي تو وجودم شكل گرفته ...

كه اين بار ابدا نمي‌دونم چيه ...

و اينكه ...

بعد مدت‌ها دارم با قيافم حال مي‌كنم هر چند كه بدجوري شكسته شدم اما ...

خب ديگه ...

تا يادم نرفته ...

تولد مرجان رو تبريك مي‌گم ...

تو هميشه مي‌توني منو به چشم يه داداش كوچولو نگام كني ...

و من از اين ديد تو لذت مي‌برم ...

قربونت برم مرجان عزیزم...

يه عمر خندون باشي و با امير روزاي خوشگلي داشته باشين ...

 

بوسه‌هاي شما

سارا خانم گل (ويش مستر)

اون وبتو كه بستي ...

اگه لطف كني و آدرس وب جديدتو بهم بدي ممنون مي‌شم ...

و اينكه بايد فهميده باشي اصلا نرمال نيستم پس ...

بي خيال ...

ياسي خانم ...

حالا نميشه عشق و سيذارتا رو تو بغل بگيرم؟

آخه نوشتي برام عشق و شادي ... (چشمك)

الان شادي اينا رو بخونه نميگي .... (خدا خودش به خير كنه)

بانوي عزيزم ...

البته، اگه يه روزي بياد بازم مي‌تونه بره ...

زندگي همينه ديگه ...

كسي نمي‌تونه ديگري رو محدود كنه ...

اون خود ما هستيم كه بايد محدوديت رو بپذريم ...

فرشته جان ...

تو هم مث من داري اشتباه مي‌كني ...

همين ...

عسل عزيزم ...

پس 2-2 برابر ...

برا من كه نه اما براي تو از قديم ميگن تا 3 نشه 4 نمياد !!!!!!!!

يلدا خانم ...

به خاطر شب يلدا هم كه شده بايد از حضور هميشگيت تشكر ويژه‌اي كنم ...

مرسي گلم ...

ترانه عزيزم ...

اينكه ديگه تو رو نخواد اسمش خيانت نيست ...

نمي‌دونم چه واژه مناسبي مي‌شه براش پيدا كرد ....

اما خيانت نه ...

شادي جون ...

نمي‌دونم مشكلت حل شد يا نه ...

بعدشم خودت هندونه باش ...

من همين كيومرث مي‌مونم ...

و درباره رفتارم ...

من ميگم احمقانه بود ...

و براي خودم واقعا متاسفم ...

چيكار كنم بي جنبه شدم ديگه ...

و در آخر ...

وحشي لعنتي ...

عشق خوشگلم ...

اگه مي‌بيني من هنوز دارم مي‌نويسم ...

دليلشو تو بهتر از ديگرون مي‌دوني ...

و البته من منتظرتم گلم ...

منتظر روزي كه كنارم باشي و احساس كنم همه وجودت متعلق به منه ...

منتظر روزي كه بدون منت بياي تا خيلي چيزا رو نديد بگيريم تا بتونيم با هم بمونيم ...

گاهي وقتا بهتره داد بزنيم ...

گاهي وقتام سكوت خوشگله ...

و اين روزا انتظار از هر دو زيباتر و دشوارتره ...

شب يلدا رو به همتون تبريك مي‌گم ...

هر كي منو دعام نكنه نفرين مي‌كنم زودتر ازدواج كنه ...

بوس بوس باباي ...

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/30ساعت 17:13  توسط کیومرث کیارس | 
در انتظار تو
سلام
شانس ما رو مي‌بينين تو رو خدا
مي‌خوايم جهنم هم بريم ميگن بليتت قلابيه ...
به خدا داشتم مي‌رفتم اما خيلي خنده‌دار موندم ...
مهم نيستش ...
سيذارتاي عزيزم ...
نوشتي شايد همه اين اتفاقهاي خيالي بيش نبوده ...
اما من با همين خيالات زنده ام ...
وقتي داشتم خودمو ...
بهم گفت «مگه نگفتي منتظرم مي موني؟»
منم گفتم ديگه نا ندارم جون ندارم ...
اون دنيا منتظرتم ...
و تو گفتي «نه همينجا مي‌موني تا برگردم پيشت»
در هر صورت هنوز هستم ...
شايد خيلي روپا نباشم اما هستم ...
و منتظر تو ...
دوستاي گلم ...
از همتون ممنونم كه كه به فكرم بودين ...
يه چيز ديگه ...
اينجا گل آلود نبود كه كسي بخواد ماهي بگيره ...
اصلا اينجا ماهي نداره ...
كسي برا منم كه تور نمي ندازه آخه به قول سيذارتا من ...
بگذريم ...
يه چيزايي تو مخمه كه ...
اميدوارم فقط خوباش رو انجام بدم ...
و هاپو نشم ...
دارم از غصه مي تركم ....
به خدا روزي چند بار سرمو محكم مي‌كوبم تو ديوار ...
راستي بچه ها ...
تا حالا كسي عشقشو بعد جدايي ديده؟
وقتي ديدمش نتونستم چشمامو باز نگه دارم ...
لعنت به تويي كه دوستت دارم ...
و تو عين خيالت هم نيست ...
لعنت به تو ...
غريبه اي كه بي‌نهايت ادعا داشتي ...
و مي دونم هنوزم كلي ادعات ميشه ...
اما من دوستت دارم ...
فكر نمي‌كنم روزي برسه كه ازت خوشم نياد ...
اما اگه اون روز رسيد نابودت مي‌كنم ...
آخه احترامتو خيلي نگه داشتم الان فقط دوستت دارم ...
مي‌دوني، اوايل به خاطر اخلاقت ...
به خاطر حرفاي خوشگلت ...
ديدت نسبت به زندگي ...
بعدش به خاطر قيافت و ...
ديوونت شدم ....
اما بيشترش شعار بود ...
فقط قيافته كه هنوزم همون شكليه ...
و تنها همونه كه برام مونده ...
چون همه چيز رو خراب كردي ...
دوست ندارم اينجا بنويسم اون دوشنبه لعنتي چي شد ...
دوست ندارم كسي بدونه كه تو چه بي رحمانه ...
نه نه نه ...
منتظرتم عشق من ...
سيذارتاي من ...
سيذارتاي بيرحم من ...
2 نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/19ساعت 11:15  توسط کیومرث کیارس | 
زندگی؟! یعنی چی؟

سلام

من داداش كيومرث هستم (كيا کوچولو)

ديروز صبح رسيدم تهران.هنوزم باورم نميشه كه كيو اينقدر ديوونه باشه كه به خاطر يه دختر خودكشي كنه. 8 سال با الناز بود. روزي كه رابطشون تموم شد حتي يك لحظه هم به فكر اين كار احمقانه نيفتاد.

باورش برام خيلي خيلي سخته كه چه جوري حاضره واسه اون حتي يه قطره اشك بريزه...

داداشي پريشب معلوم نيست چي خورده بوده كه...

البته نصفشو مي خوره و زنگ مي زنه تا با سيذارتا آخرين حرفاشو بزنه

وقتي با سيذارتا حرف مي زنه به قول خودش به عشق اون از تصميمش منصرف ميشه و ميره دكتر

كه به خواست خدا زنده مي مونه . هر چند كه معدش رو داغون كرده اما هر چي هست الان زنده ست(خدارو شكر). فكر نمي‌كنم ديگه همچين كار احمقانه اي بكنه. خودمم موندم چه جوري اين بچه كه اين همه دختر رنگاوارنگ دور و برش بودن ديوونه اين دختره شده، دختري كه حتي احترامشو نگه نداشت

نميدونم تا چه حد كيو رو ميشناسين. كيو كسي بود كه اگه بهش دروغ ميگفتي ميرفت و پشت سرش رو هم نگاه نمي كرد. جوري رفتار ميكرد كه هيچ كس جرئت بي احترامي رو نسبت به اون نداشت ولي تو اين چند وقته كاملا عوض شده بود. كيو واسه دوستاش بخصوص بهنام ميمرد، ولي اين دفعه ي آخري كه اومده بود بجنورد بخاطر سيذارتا بيخبر برگشت تهران بدون خداحافظي حتي با بهنام...

چندروز پيش password وبلاگش رو به من داد و گفت كه داشته باشم لازم ميشه.احتمال دادم كه شايد بعدا ازم بخواد كه قالبش رو درست كنم ولي اصلا احتمال نمي دادم كه ... .

نمي دونم چي بگم.سرتون رو درد نميارم.شايد درست نباشه اين حرفا رو اينجا بزنم...شايد كيو ناراحت بشه...

دينگ دينگ:يكي از ترانه هایی رو كه یه جورایی این زندگیو نشون میده تقديم ميكنم به داداشي گلم:

در امتداد حادثه, خسته به بن بست رسيدم

بذارجونم برات بگه, که چی ديدم چی نديدم

اين قصه و ترانه نيست,کابوس کودکانه نيست

رنگ وريای آدما, حقيقته افسانه نيست

پوشاليه وجودشون , حقيقته دروغشون

حتی خدام گول ميخوره,از ظاهر سجودشون

واژه يه عشق وعادته, نقش تو قصه ها شده

شکستن دل رفيق ,دفع قضا و بلا شده

دروغ ديگه يه عادته, برادری حکايته

افتاده رو لگدزدن, اينم يه جور شهامته

نه ديگه زنها ظريفن, نه تو مردها غروره

نه ديگه دلی صبوره تو شبای بی ستاره

حالا اينجا ته بن بست,همه چيز رنگ سرابه

حرف عاشقانه گفتن توی دفترو کتابه

                                       (فرزين)

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/15ساعت 7:3  توسط کیومرث کیارس | 
باختم خدانگهدار
سلام بچه ها ...

راستشو بخواین تصمیم گرفته بودم خودکشی کنم ...

کم آوردم ...

بدجوری داغونم ...

نمی دونم شاید تقصیر اون نبود ....

شاید مشکل از من بود ...

از گذشته عجیب من ...

نمی دونم شاید حسادتهای اون ...

شاید رفتار نامناسبش ...

هر چی بود شکستم ...

شاید اونم حالش از من بهتر نباشه ...

خورد شدم به خدا ....

بدجوری خورد شدم ...

وقتی یه مرد تحقیر شه هیچ چی ازش باقی نمی مونه ...

تحقیر شدم کوچیک شدم غرورم دلم کمرم ....

همشون شکست ...

تصمیم به خودکشی ...

۳ روز پشت سر هم خون بالا آوردم ...

هنوز هم معدم درد می کنه ... می سوزه ...

آخه کی اشکامو پاک می کنه ...

هیچ کی لیاقت این اشکا رو نداره ...

اشکی که به خاطر عشقه ...

دیگه حوصله وبلاگ و این چیزا رو ندارم ...

خیلی خسته ام ...

حوصله خودمو هم ندارم ...

هیچی ...

نمی دونم ...

شایدم تصمیم احمقانمو عملی کنم ...

دوشنبه خیلی چیزا مشخص میشه ...

وقتی کسی از خودت واست عزیزتر میشه مث من میشین ...

۲ روز پیش که از بیرون باهاش حرف می زدم دو تا دختره کنار کیوسک بودن ...

وقتی حرفام تموم شد بهم گفتن ما دخترا هممون ج... هستیم ...

ارزشش رو نداریم ...

عمری به همه گفتیم واسه دختر اشک ریختن خریته ....

همیشه به همه دوستام می گفتم از روز اول به دختره رو ندین ...

پر رو میشه ...

گهت می کنه ...

آخه چرا اینقدر دوستش دارم که ...

آخه چرا بهش اجازه دادم هر چی می خواد بگه هر کاری میخواد بکنه ...

اگه دوست دخترم بهم تو می گفت جرش می دادم ...

سیذارتا تو دوست دخترم نبودی ...

تو عشقمی ...

عشق ...

نفسمی ...

همه چیز تموم شد ...

اما من می خوام منتظر بمونم ...

شاید یه روزی بیشتر قدر همو دونستیم ...

می خوام تنها بمونم ...

قول نمیدم اما این کار رو میکنم ...

دوستت دارم ...

خیلی تا ...

خاطره نمیشی برام ...

زندگی میشی برام ...

نمی دونم ...

اگه عمری بمونه ...

اگه قسمت باشه دوباره به هم می رسیم ...

این اشکا رو ببین میریزن ...

میشه یه بار فقط یه بار اشکامو پاک کنی ؟

میشه یه بار بغلم کنی؟

عشق من

عشق من ...

خیلی ضعیفم فقط امیدوارم طرف اعتیاد نرم ...

چون می دونم دیگه نمی تونم از شرش راحت شم ...

منتظرت می مونم ...

همیشه ...

اسم کسی رو به طور خاص نمیارم ...

از همتون ممنونم که تو این یک سال و چند ماه همرام بودین ...

مرسی مرسی مرسی ...

هفت ...

2 نوشته شده در  شنبه 1385/09/11ساعت 9:53  توسط کیومرث کیارس | 
 
صفحه نخست
کیومرث در یاهو
قدیما چی گفتم
درباره کیومرث
هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید...

نوشته های پیشین
آبان 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
اینا رو دوست دارم
برکه تنهایی (اون یکی وبلاگم)
  " مسافر سنگدل من "
  "بازیچه ی دست زمان"
  "یاد بگیریم یاد بدیم"
  "یگانه شیدا عسل"
  "ایلگار عزیزم"
  "روهینا"
  "نوای غریبانه"
  "ناله های پنهانی"
  "من دیگر خودم نیستم"
  "دوست من سلام"
  "غمگین ترین نگاه"
  "جادوی چشمات"
  "پرنده سیاه"
  "تنهاترین بهار"
  "روزهای تکرار نشدنی"
  "ببین مهسا چقد تنهاست"
  "انار"
  "پسر عمو جون"
  "آبی ترین احساس"
  "فال حافظ وبلاگ نیستش"
  "روی ابرها"
  "Love is(ونوس)"
  "داستانك من"
  "مبهم ترین ابهام"
  "زخمهای هرمس"
  "دو پنجره"
  "یادگار دوست"
  "عشق سکوت"
  "یه دل کوچولو"
  "کلبه سیندرلا"
  " آواز آفتاب "
  "میشه زنده بود"
  "عاشق بریم تو"
  "کلبه تنهایی و غم"
  "فانوسک"
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان