![]() |
کلبه ی تنهایی |
![]() |
| به کلبه ی احساسات یه رسوا خوش اومدی |
|
تولد تولد...
|
|
سلام به همه گلهای خوشگلم.... فردا تولدمه.... نمی دونم واسه چی روز تولدم خوشحال نمیشم.... شاید به خاطر اینه که از کودکی بیشتر و بیشتر دور میشم.... کوچولو که بودم روز تولدم خیلی خوشحال بودم.... حسی که معمولا همه دارن... اما حالا..... کیومرث داره روز به روز بهتر میشه... از نظر روحی مخصوصا..... دیگه کمتر دلتنگ الناز میشم.... دیگه داره کمرنگ میشه.... نمی گم دوستش ندارم اما.... حالا که دلتنگش نمیشم یه حال عجیبی دارم... آخه من عاشق بودم.... با خودم میگم نکنه من عاشقش نبودم... بی خیال.... خلاصه حالم خیلی بهتره...خیلی.... ملوس(سحر) هم ازدواج کرد.... 6 _ 5 ماه پیش که هر شب باهاش چت می کردم خیلی کمکم کرد.... حالا هم خوشحالم که ازدواج کرده.... خدا کنه خوشبخت شه.... سحر عزیزم.... واستون آرزوی خوشبختی و کامیابی می کنم.... ..... از همه دوستایی که با اینکه می بینن من زیاد به کلبه هاشون سر نمی زنم اما بازم تنهام نمی ذلرن... ممنونم..... عمری باشه جبران می کنم... دیگه..... از طرف خودم به خودم.... کیومرث غریبم تولدت مبارک..... کیومرث ... کیو.... |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه 1384/12/18ساعت 18:57 توسط کیومرث کیارس |
|
|
صفحه نخست کیومرث در یاهو قدیما چی گفتم |
| درباره کیومرث |
هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید...
|
|
RSS
|